دیدگاه های تازه
بایگانی ماهیانه
در هيچ پرده نيست نباشد نواى تو
عالم پر است از تو و خالیست جاى تو
هر چند كائنات گداى درِ تواند
هيچ آفريده نيست كه داند سراى تو
صائب تبریزی


من یک مسافرم.
مسافر زمان و مکانی شاید خیلی دور، شاید خیلی نزدیک
این سفر یه روز در یه لحظه خیلی خاص تموم می‌شه و من...
می‌دونم. سفر سختیه. چاله چوله زیاد داره، بیراهه زیاد داره، راهزن زیاد داره، گرسنگی داره، خستگی داره، اما اگر اهل سفر باشی، هم لذت می‌بری هم توشه برمی‌داری.
تو مسافرخونه دنیا همه مردم مسافرند.

به سایت من خوش آمدید
احمد داس زرین
Ahmad Daszarrin

برای پیگیری نوشته‌ها از لینک زیر استفاده کنید.
لینک زیر را می‌توانید در برنامه‌های دنبال کننده فید اضافه کنید.

بايگانی در دسته ‘علمی’


چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۴ | ۱۵:۲۱
ساخت آنلاین کارت هدیه ولنتاین

۱۴۰



چندی پیش یکی از مشتریانم، سفارش طراحی سایتی (به عنوان یک پروژه آموزشی) داد با عنوان “ساخت آنلاین کارت هدیه ولنتاین” (قلب)

آنچه در زیر می‌بینید، ماحصل این تلاش است

از آنجا که ولنتاین (۱۴ فوریه، در سال ۹۴ برابر با ۲۵ بهمن) و خرس عروسکی و شکلات و فلان، هیچکدام جزو فرهنگ غنی اسلامی ایرانی ما نیست، و مشتری سایت نیز خارجکی بود، این سایت تماماً به زبان انگلیسی طراحی شد.

سایت در سطح کاربری، بسیار ساده است، اما در سطح کدنویسی، ویژگی‌های جالب توجهی دارد. علاقه‌مندان به Html5 و CSS3 و JQuery می‌توانند، سورس کد این سایت را از لینک انتهای مطلب دانلود کرده و استفاده کنند.

برای استفاده از سایت:

(1) مرحله اول: یکی از عکس‌های موجود را انتخاب کرده یا خودتان یکی از عکس‌های کامپیوتر یا موبایل‌تان را آپلود می‌کنید.

(2) مرحله دوم: متن یا متن‌هایی برای اضافه شدن بر روی عکس می‌نویسید و فونت و رنگ و سایز و محل قرارگیری آنها بر روی عکس را مشخص می‌کنید.

(3) مرحله سوم: از کارت هدیه تولید شده، به صورت فایل Html یا تصویر png خروجی تهیه می‌کنید و آن را بر روی کامپیوتر یا موبایل خود ذخیره می‌کنید.

(ستاره) حالا می‌توانید فایل ذخیره شده را توسط ایمیل یا تلگرام و … برای دوستان و آشنایان خود ارسال کنید.

(!) نکته مهم: با توجه به اینکه انتخاب عکس‌هایی به غیر از عکس‌های عاشقانه درون سایت هم وجود دارد، از این سایت می‌توانید برای ساخت کارت هدیه به مناسبت‌های دیگر نیز استفاده کنید، مثلا کارت تبریک نوروز، تبریک سالروز ازدواج، تبریک سالروز تولد و ….

دانلود سورس کد سایت ساخت آنلاین کارت هدیه ولنتاین

دانلود سورس کد سایت ساخت آنلاین کارت هدیه ولنتاین







۲ دیدگاه

شنبه ۰۹ اسفند ۱۳۹۳ | ۱۵:۲۰
عمل لازک چشم

۱,۸۰۷



اواخر دبیرستان بود که عینکی شدم و این ۱۵ سال بارها و بارها عینکم رو عوض کردم.

اما این اواخر واقعا برام خسته کننده شده و حسابی اذیتم می‌کنه.

بر آن شدم که لازک کنم و از عینک، این همراه چندین ساله‌ام، خلاص شم.

پس از جستجو و پرس و جو، بیمارستان چشم پزشکی نور رو انتخاب کردم و دکتر سید محمد میرآفتاب.

البته امکانش بود که دکتر هاشمی (وزیر بهداشت) رو برای جراحی لیزیک چشم انتخاب کنم، اما به علت مشغله ایشون، نوبت عمل می‌افتاد به چند ماه دیگه که مطلوب من نبود و البته معاینات قبل و بعد از عمل رو هم خودشون انجام نمیدن.

در اولین روز مراجعه‌ام، اپتومتری و پنتاکم انجام شد و بعد دکتر ویزیت کرد که اینها روی هم ۱۳۵ هزار تومن هزینه داشت. به ترتیب ۱۱ هزار تومن، ۹۵ هزار تومن و ۲۹ هزار تومن.

اول یک اپتومتری انجام شد، بعدش یک قطره تو چشمم ریختند. ۱۰ دقیقه بعد یک قطره دیگه تو چشمم ریختند و نیم ساعت بعد دوباره اپتومتری کردند. بعدش هم با یک دستگاهی که گویا اسمش پنتاکم بود، از چشمم عکسبرداری رادیویی کردند، یعنی چیزی شبیه همون رادیوگرافی تا میزان ضخامت قرنیه و توپوگرافی قرنیه‌ام مشخص بشه.

روز عمل: روپوش مخصوص اتاق عمل به تنم کردند و کلاهی از همون جنس بر سرم گذاشتند. قطره ای هم در چشمم ریختند. پرستار هم مثل نوار ضبط شده توضیحاتی در مورد مراقبت های بعد از عمل داد. چند دقیقه بعد وارد اتاق عمل شدم.

دو تا دستگاه لیزر اونجا بود با دو تیم پزشکی که مشغول کار بودند. بیمار قبلی که رفت، من روی تخت خوابیدم. دوباره توی چشمم قطره ریختند. یک دقیقه ای که گذشت، دکتر اومد و با یک چیزی پلک چپم رو ثابت نگه داشت. بعدش با یک کاردک ظریف، پرده بسیار نازک روی قرنیه ام رو کنار زد که بهش میگن لایه اپی تیلیوم یا پوست قرنیه. دیدم تارم شد.

بعدش دستگاه رو روی چشمم تنظیم کرد و حدود پنج ثانیه لیزر رو به چشمم تاباند. دستیار دکتر با سرم چشمم رو شست و یک دستیار دیگه لنز پانسمان رو روی چشمم قرار داد.

همین اعمال برای چشم راستم هم تکرار شد و تمام.

از روی تخت بلند شدم و یک دقیقه ای روی صندلی کنار تخت نشستم. بعدش هم برگشتم به اتاق انتظار عمل و روپوش رو درآوردم. یک ساندیس هم بهم دادند.

نسخه قطره های چشمم رو گرفتم و از داروخانه چهار قطره و یک قرص مسکن رو تحویل گرفتم: ۱۴۵ هزار تومان

قطره های oftaquix و betamethasone و artelac advanced و dicloptin و قرص medafenac

فردا صبح برای معاینه دکتر رفتم. دکتر از نتیجه راضی بود و توصیه هایی کرد. قطره dicloptin قطع شد.

طبق برنامه یک بار دیگه هم سه روز بعد از عمل برای معاینه رفتم. دکتر لنز پانسمان رو برداشت و قطره های جدیدی هم برام نوشت که شد ۳۱ هزار تومان

قطره flucort و artelac

قطره های بتامتازون و افتاکوئیکس رو هم قطع کرد.

طبق اطلاعاتی که در کاتالوگ بیمارستان و جستجوی اینترنتی به دست آوردم، عمل لیزیک به دو دسته کلی تقسیم می‌شود:

روش روش عمقی روش سطحی
مثل لیزیک

فمتولیزیک

PRK

لازک

 مرحله اول: برداشتن لایه بسیار نازکی از قرنیه به نام فلپ  لیزیک: با استفاده از دستگاهی به نام میکروکراتوم

فمتولیزیک: برش بوسیله لیزر فمتوسکند

 PRK: برش با یک کاردک دسته بلند به نام Hockey Spatula

لازک: با استفاده از محلول رقیق شده الکل، سست شده و کنار زده می شود

 مرحله دوم: اصلاح عیوب انکساری، تراش قرنیه با لیزر  لیزر به بستر قرنیه زیرین تابانده می‌شود   لیزر به سطح قرنیه تابانده می‌شود
 مرحله سوم: بازگرداندن فلپ  فلپ به محل اولیه خود بازگردانده می شود تا مانند یک پانسمان طبیعی از بافت تراش خورده محافظت نماید  از یک لنز تماسی نرم به عنوان پانسمان استفاده می شود
مزایا و معایب سرعت بالا در بهبود دید

کاهش درد طی چند ساعت

عدم نیاز به استراحت بیش از یک روز

فمتولیزیک: + به حداقل رساندن احتمال خطا به خاطر عدم استفاده از میکروکراتوم (که در لیزیک استفاده میشد)

زمان استفاده از قطره چشمی بعد از عمل، بین ۵ روز تا یک هفته

آسیب پذیرتر شدن چشم در برابر ضربه‌های سهمگین

افزایش احتمال پیرچشمی در سنین بالا و قوز قرنیه به علت نازک تر شدن قرنیه نسبت به لازک

نیاز به جراح با تخصص و دقت بالا

هزینه بیشتر

قابل انجام برای قرنیه های بسیار نازک

مناسب برای مشاغل پربرخورد مانند ورزشکاران

ترمیم لایه پوششی قرنیه ۳ تا ۵ روز طول می کشد

بهبود دید و کاهش درد زمان بیشتری لازم دارد

زمان لازم برای استراحت بیشتر است

زمان استفاده از قطره چشمی بعد از عمل، بین ۳ تا ۴ ماه

هزینه در بیمارستان نور فمتو لیزیک ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان لازک ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان

مراحل عمل فمتولیزیک

مراحل انجام عمل فمتولیزیک

مرحله اول لازک: برداشتن لایه اپی تلیوم با کاردکعمل لازک چشم

 





۸ دیدگاه

دوشنبه ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ | ۱۱:۳۲
وقتی ایده‌هایت عملی می‌شوند

۱۰۹



هر کدوم از ما ایده‌های زیادی در ذهنمون داریم که دوست داریم به اونها جامه‌ی عمل بپوشانیم، اما به هر دلیلی موفق به این کار نمیشیم.

چند تا از ایده‌های من که الان در ایران و دنیا توسط دیگران مطرح شده و بعضی‌هاش حتی به محصول هم تبدیل شده در زیر فهرست میشن:

۱- خودکار با جوهر رسانا

این ایده مربوط میشه به زمانی که من و دوستانم در دانشگاه توی گروه رباتیک بودیم. خب طراحی و ساخت بوردهای الکترونیکی خیلی وقت از ما می‌برد، گاهی یک اشکال کوچیک، حسابی ما رو به دردسر می‌انداخت. از اون موقع تو فکرم بود که یک خودکاری اختراع کنم که جوهرش رسانا باشه و هر وقت خواستیم، مداری رو چک کنیم، خیلی سریع و راحت این کار رو بکنیم، حتی راحت‌تر از breadboard (وسیله‌ای برای ساخت و تست سریع مدار)؛ چند وقتی هست که این خودکار و این جوهر اختراع شده‌اند.

خودکار با جوهر رسانا خودکار با جوهر رسانا

 ۲- سرعت گیر هوشمند

خب وقتی ماشین با سرعت کم در حال عبور هست، نیازی به سرعت‌گیر نیست. همیشه به هر سرعت‌گیری که می‌رسم این ایده میاد تو ذهنم و وقتی ازش رد میشم، دیگه بهش فکر نمی‌کنم! به هر حال الان این موضوع هم به شکل‌های مختلف در ایران و دنیا داره استفاده میشه.

سرعت گیر هوشمند

۳- صفحه نمایش چند تصویره

مثلا فرض کنید شما و دوست‌تون می‌خواید با یک کامپیوتر ماشین بازی کنید، اون هم دونفره، خب در اینجور مواقع، تصویر مانیتور نصف میشه، نصفش برای ماشین شماست و نصف دیگه، ماشین دوستتون.

مانیتور چند تصویره(دو نوع فرکانس از مانیتور پخش می‌شود، عمودی و افقی. عینک اول تصویر افقی و عینک دوم تصویر عمودی را فیلتر می‌کند)

۴- موبایل بلوکی

حتما موقع خرید گوشی موبایل براتون پیش اومده که یک گوشی رو انتخاب کنید در حالیکه یکی از امکاناتش برای شما زیادی باشه یا برعکس، انتظارتون رو برآورده نکنه. حالا اگر ما این امکان رو داشته باشیم که خودمون قطعات موبایل رو انتخاب کنیم و سر هم کنیم (مثل کاری که در مورد خرید PC انجام میدیم) چقدر خوب میشه

گوشی موبایل بلوکی یا ماژولار۵- سایت فروش فایل

خب خودم خیلی فایل‌ها دارم روی کامپیوتر که شاید برای بعضی‌ها جالب باشه و حاضر به خریدنش باشند. مهم‌تر از اون بعضی پروژه‌هایی که برنامه‌نویسی می‌کنم، خریداران بالقوه‌ای داره. احتمالا خیلی‌های دیگه هم مثل من هستند که فایل‌هایی برای فروش دارند، از بازی و برنامه گرفته تا فیلم و عکس و موسیقی و …. . مسلما امکانش نیست که هر کس برای فروش فایل‌هاش خودش سایت فروشگاهی بزنه، بنابراین ایجاد یک سایت مرجع که به دیگران برای فروش فایل‌هاشون کمک کنه، می‌تونه ایده‌ی خوبی باشه. این ایده اکنون اجرا شده است.

۶- تلوزیون روی وب

بعضی برنامه‌های تلویزیون هست که آدم از ندیدنشون حسرت می‌خوره، به خصوص خودم به برنامه‌های مستند و گزارشی علاقه‌ی زیادی دارم. اگر امکان این باشه که هر زمان آدم دلش خواست بتونه برنامه مورد علاقه‌ی خودش رو دوباره ببینه، خیلی خوب میشه. این ایده اکنون اجرا شده است.

۷- خیابان عرض متغیر

حتما رفت و آمد تو خیابون‌های شهر و جاده‌های بین شهری، دیدید که بعضی وقت‌ها یک طرف خیابون یا جاده شلوغه و طرف دیگه خلوت. اگر بشه عرض خیابون رو با بلوک‌های سیمانی متحرک، بنابر ترافیک جاده تغییر داد، در مصرف سوخت و وقت و هزینه صرفه‌جویی زیادی میشه. این ایده مطرح شده ولی گویا هنوز جایی اجرا نشده.

گاردریل هوشمند

۸- ؟

 

شما چه ایده‌هایی داشتید که توسط دیگران مطرح شده‌اند؟




۲ دیدگاه

دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ | ۰۳:۲۷
کلوپ ترور منهدم شد

۱,۵۴۳



خدایا تو را شکر می‌گویم که در کشور و در میان مردمانی زندگی می‌کنم که در راه تو و در راه آرمان‌های الهی‌شان، سختی‌ها را به جان خریدند و جانشان را به بهای وصالت، به تو فروختند.

هر بار که خبر شهادت یکی از دوستان تو را می‌شنیدم، سخت دلم می‌گرفت، اندوهی جانکاه قلبم را می‌فشرد و بغضی غم‌افزا و حزن‌انگیز، گلویم را در بر می‌گرفت. و اما به حال او حسرت می‌خوردم که چه زیبا به تو پیوست.

چند روز پیش وزارت اطلاعات، خبر داد که عوامل شبکه ترور دانشمندان دستگیر شده‌اند و از آنها اعترافاتی ضبط شده است که در آینده‌ی نزدیک منتشر خواهد شد. تا اینکه امروز (15 مرداد 1391)، هم وزارت اطلاعات بیانیه داد و هم مستند “کلوپ ترور” از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد. مستندی که در آن تصاویر برخی از تروریست‌های دستگیرشده، اعترافاتشان و بخشی از عملیات شناسایی و دستگیری آنها نشان داده می‌شود.

ادامه مطلب




















۶ دیدگاه

دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ | ۰۲:۳۲
خاطره همسر شهید شهریاری از لحظه‌ی ترور

۱,۱۵۵



آنچه پیش روی شماست خاطراتی از لحظات عروج دانشمند عارف، شهید مجید شهریاری است در کلام دکتر بهجت قاسمی، استاد دانشگاه شهید بهشتی و همسر شهید:

روز قبل از حادثه دکتر از دانشگاه به من زنگ زد و گفت در دانشگاه جلسه‌ای هست که من هم باید بروم، من یک طرح در دست اجرا داشتم که مدتی بود به مشکل خورده بودم و دکتر گفت مشکل طرح من در آن جلسه حل می‌شود. فردای آن روز من خیلی خوشحال بودم.

صبح روز بعد با دکتر از منزل بیرون رفتیم. به علت آلودگی هوا و زوج و فرد شدن خودروها،‌ من نمی‌توانستم خودرو بیاورم، به همین دلیل با خودروی دکتر رفتیم؛ به پسرم محسن هم گفتیم با ما بیاید، اما گفت کلاس دانشگاه او ساعت ۱۰ صبح است و نیامد و این لطف خدا بود که نیاید تا شاهد این حادثه تلخ نباشد.

دکتر و راننده جلو نشستند و من هم عقب، آقای دکتر در مسیرها و ترافیک بیشترین استفاده را از وقت می‌کردند و به مطالعه پروژه‌ها یا تز دانشجویان می‌پرداختند و یا تفاسیر قرآن آیت الله جوادی آملی را گوش می‌دادند.

حدود پانصد، ششصد متر در بزرگراه ارتش رفته بودیم که با ترافیک ابتدای اقدسیه مواجه شدیم، راننده سرعت را کم کرد تا از منتهی الیه سمت راست به سمت دارآباد برود، در همان موقع، یک موتور در کنار درب جلو ماشین، جایی که آقای دکتر نشسته بود قرار گرفت، در آن لحظه من حتی صدای برخورد چیزی را با ماشین احساس کردم ولی فکرکردم برخورد جزئی موتور با ماشین است.

راننده متوجه شد و سریع نگه داشت. من آنتن بمب را دیدم. راننده داد زد برید بیرون.

دکتر مشغول مطالعه بود، ‏من که در پشت نشسته بودم به سرعت پیاده شدم و همان لحظه صدای دکتر را شنیدم که می‌پرسید چی شده؟

بعد از فریاد راننده، دستش را برد که کمربند را باز کند، من به این فکر افتادم تا دکتر کمربندش را باز می کند من در جلو را باز کنم تا سریع‌تر پیاده شوند. دست مجید را دیدم که رفت کمربند را باز کند. ظاهراً کمربند را باز کرده و برگشته بود تا در را باز کند. دستم را بردم به سمت درب ماشین، خواستم در را باز کنم که دکتر پیاده شود، دستم نرسید و بمب منفجر شد.

بمب خیلی بزرگ بود؛ یک چیزی مثل گوشی تلفن‌های سیار. آنتن بلندی داشت. بمب طوری طراحی شده بود که موجش به سمت داخل باشد. تمام موج روی مجید من منتقل شد.

یادم هست که چند ثانیه قبل از انفجار یک چیزی از دکتر پرسیدم؛ برگشت و جواب داد. بعداً در نامه هایش که می‌گشتم، دیدم بعدازظهر همان روز در دانشگاه شریف جلسه دفاع داشته. آن لحظه تز آن دانشجو را مطالعه می‌کرد. سرش به آن گرم بود.

انفجار من را پرت کرد. سمت عقب ماشین افتادم. بیهوش نشده بودم، فقط حرارت اولیه انفجار را در صورتم احساس می‌کردم. خواستم بروم به مجید کمک کنم اما نمی‌توانستم حرکت کنم و فقط می‌گفتم مجید من.

بعداً فهمیدم که همه صورتم و موها و چشم و ابرویم سوخته. هوشیار بودم. آمدم بلند شوم، نمی‌توانستم. پای چپم خرد شده بود، ولی درد نداشتم. هر بار آمدم بلند شوم، می‌افتادم.

راننده آمد بالای سر من به او گفتم برو مجید را کمک کن اما راننده که آمد بالای سر مجید، دیدم توی سر خود می‌زند. یک نگاه به من می‌کرد و یک نگاه به مجید. یک عابر این صحنه را فیلمبرداری کرده است.

با آرنج، خودم را روی زمین کشیدم. تنها دردی که احساس کردم، وقتی بود که خودم را روی آسفالت کشیدم. دستم پاره شده بود و گوشتش روی آسفالت کشیده می‌شد.

خودم را کشان کشان رساندم به درب خودرو، دیدم مجید بی سر و صدا سرش به سمت راننده بی حرکت افتاده فهمیدم که مجید شهید شده در این دقایق من فقط داد می‌زدم و ناله می‌کردم مجید من.

بعداً گفتند که پای راست و دست چپ دکتر کاملاً از بین رفته بود. چون هوشیار بودم، می‌دانستم که تمام شده است.

خیلی دلم می‌خواست می‌توانستم بالا بروم. می‌دانستم که آخرین لحظه‌ای است که او را می‌بینم.

لحظه‌ای بعد فهمیدم روی برانکارد نیروهای امداد هستم، بی اختیار تا یاد مجید افتادم صحنه کربلا به ذهنم خطور کرد که سر فرزند زهرا (س) را بریدند و چه بلاهایی که بر سر اهل بیت نیاوردند اما مجید من که خاک پای آنها هم نمی‌شود. پس از آن گفتم الحمدلله.

ولی من چون نزدیک بمب بودم خیلی صدمه دیدم و یکی از ترکش‌ها تا نزدیکی قلبم نفوذ کرده بود و واقعا معجزه الهی بود که خطر مرگ رفع شد، پای چپ من هم از ده جا شکسته و تکه تکه شده بود که پزشکان با پیوند عضله آن را ترمیم کردند.

اگر این برانکاردی‌ها پخته بودند، یک لحظه من را بالای سرش می‌بردند. ولی دو تا پسر بچه بودند. به خودم گفتم اگر من امدادگر بودم، آن لحظه فکر می‌کردم که این آخرین لحظه‌ای است که این فرد می‌تواند بدن گرم عزیزش را حس کند. شاید خودم این پیشنهاد را می‌دادم که می‌خواهی ببرمت تا بغلش کنی. ولی بچه بودند.

از امدادگر پرسیدم دکتر شهید شده. خیلی بچه سال بود. گفت شما راحت باشید. پیش خودم گفتم که بچه است دیگر. می‌دانستم تمام شده است. دکتر به ملکوت پرواز کرده بود و من در اثر شدت جراحت، در حسرت دیدن چهره مجید، توسط نیروهای امدادگر منتقل شدم.


اوایل ازدواجمان بود نیمه‌های شب از خواب بیدار می‌شدم می‌دیدم مجید نیست می‌رفتم می‌دیدم در اتاق مشغول نماز شب است این رویه مجید بود، به ندرت اتفاق می‌افتاد نماز شب مجید قضا شود، بویژه در ماه‌های اخیر به شدت در نماز شب گریه می‌کرد و صدای الهی العفو شبانه او همچنان در گوش من زنگ می‌زند.

از اینکه خون شهید ما برای عزت و افتخار ایران و هموطنان ریخته شده افتخار می‌کنم البته همه ملت ایران می‌دانند که امریکا و اسرائیل با پیشرفت‌های ایران در همه زمینه‌های علمی و غیر علمی مخالفند.

البته بعد از شهادت دکتر علیمحمدی به ما هم تذکر داده بودند که مراقب باشیم و ما هم جدی گرفته بودیم اما می‌گفتیم هر چه خدا بخواهد می‌شود حتی برخی اوقات در جمع دوستان خانوادگی شوخی می‌کردیم که این بار شهادت نوبت همسر شماست یا من.

در مجموع دوری مجید خیلی برای من و فرزندان سخته. البته فقدان مجید برای جامعه علمی هم دشواره. اما مطمئنم که راه مجید ادامه دارد.

مجید واقعا آماده شهادت بود چون وقتی زندگی این مرد را مرور می‌کنم می‌بینم رویه مجید در زندگی هیچ سرانجامی جز شهادت نداشت.

به جرات می‌گویم در تمام زندگی مشترکمان کلمه‌ای از مجید دروغ نشنیدم به همین دلیل است که می‌گویم اگر مجید شهید نمی‌شد عجیب بود.

مجید آنقدر انسان با اخلاقی بود که علاوه بر بعد علمی از نظر اخلاقی هم همکاران و دانشجویان از او درس می‌گرفتند و من چون همکار مجید بودم این مطلب را عملا در دانشگاه مشاهده می‌کردم به همین دلیل اگر یک مجید شهریاری از دست ما رفت در آینده‌ای نزدیک شهریاری‌های فراوانی تربیت خواهند شد.

شهریاری شدن خیلی سخت نیست فقط باید مقداری مراقب رفتار و احوالات درونی خود بود.

باید تلاش کنم در عرصه انرژی هسته‌ای یک جایگزین برای مجید پیدا کنم و طرح‌های نیمه تمام او را تمام کنیم وگرنه دین خودم را به او ادا نکرده‌ام. ضمن آنکه دشمن بداند ما فرزندان امام روح الله هستیم و با این شهادت‌ها و مصائب از میدان خارج نمی شویم و دکتر شهریاری هم خود را فرزند امام می‌دانست و درک کردن دوران امام راحل را از الطاف خداوندی برای خود می‌خواند.

واقعا مرگی به جز شهادت برای او حقیر و پست می‌نمود. مردی که سال‌ها عشق به خدا را تجربه کرده بود باید وعده «من عشقنی قتلنی، هر که عاشقم شود می‌کشمش» را می‌شنید و لبیک می‌گفت.

روحش شاد و یادش گرامی

دانلود ویژه نامه شهید شهریاری، تهیه شده در دانشگاه شهید بهشتی











۳ دیدگاه
نـقـل قـــول
"در ماجراى دفاع از دين، از همه چيز بيشتر، براى انسان، بصيرت لازم است"
امام خامنه‌ای
آمار وبلاگ من
  • نوشته: ۷۷۳
  • دیدگاه: ۷۹۰۸
  • پرونده: ۵۷

  • آنلاین: ۷
  • بازدید امروز: ۱۵۲۷
  • بازدید دیروز: ۱۲۱۹
  • بازدید یک ماه اخیر: ۶۸۳۳۸
  • آخرین بازدید
    ۳۰ دی ۱۳۹۵ ۲۱:۱۶:۳۷
  • اکنون
    ۳۰ دی ۱۳۹۵ ۲۱:۱۶:۵۹