دیدگاه های تازه
بایگانی ماهیانه
در هيچ پرده نيست نباشد نواى تو
عالم پر است از تو و خالیست جاى تو
هر چند كائنات گداى درِ تواند
هيچ آفريده نيست كه داند سراى تو
صائب تبریزی


من یک مسافرم.
مسافر زمان و مکانی شاید خیلی دور، شاید خیلی نزدیک
این سفر یه روز در یه لحظه خیلی خاص تموم می‌شه و من...
می‌دونم. سفر سختیه. چاله چوله زیاد داره، بیراهه زیاد داره، راهزن زیاد داره، گرسنگی داره، خستگی داره، اما اگر اهل سفر باشی، هم لذت می‌بری هم توشه برمی‌داری.
تو مسافرخونه دنیا همه مردم مسافرند.

به سایت من خوش آمدید
احمد داس زرین
Ahmad Daszarrin

برای پیگیری نوشته‌ها از لینک زیر استفاده کنید.
لینک زیر را می‌توانید در برنامه‌های دنبال کننده فید اضافه کنید.

سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۳ | ۱۰:۱۰
آقای روحانی خجالت بکشید

۸۲۶



مردم را نمی‌توان به زور به بهشت فرستاد، ولی منتقدان و مخالفان را می‌توان به زور به جهنم فرستاد.

این منطق رئیس جمهور منتخب کمتر از نصف مردم درباره بهشت و جهنم است.

آنگاه که دلسوزان و فعالان فرهنگی، توصیه به امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند، رئیس جمهور از به زور فرستادن مردم به بهشت انتقاد می‌کند!

و آنگاه که دلسوزان و فعالان سیاسی، مذاکرات حوزه سیاست خارجی را نقد می‌کنند، آن‌ها را به جهنم حواله می‌دهد! البته بعد از اینکه آن‌ها را افراطی، بی‌شناسنامه، کلاهبردار و … برچسب زده است.

آقای روحانی فکر می‌کند هنوز در تابستان ۹۲ هستیم که سرخوش و سرمست از پیروزی در انتخابات، خود را میزان اعتدال و دیگران را هر که باشد، نماد افراط و خشونت و … معرفی می‌کند.

باید به ایشان یادآور شد که انتخابات بیش از یک سال است که تمام شده و شاید شما این حرف‌ها به این خاطر می‌زنید که صورت مساله را عوض کنید و مردم، وعده‌های انتخاباتی شما را فراموش کنند.

یکی از روزنامه‌ها که سیاست یکی به نعل و یکی به میخ را در پیش گرفته است و در نقد آقای روحانی، لگدی هم به سمت آقای احمدی نژاد پرت کرده تا شدت عصبانیت طرفداران روحانی را کنترل کند، ادبیات دو سال اخیر روحانی را با احمدی نژاد مقایسه کرده و در پایان نتیجه گرفته: “سعی کنید همان حسن روحانی باشید، زیرا همان یک محمود احمدی نژاد برای ما کافی است!”

غافل از اینکه احمدی نژاد اگر گفت: «آب را بریز آنجایی که می‌سوزد…»، «آن قدر قطعنامه صادر کنید که قطعنامه دانتان پاره شود…»، «یقه شان را می‌گیریم و سرشان را به سقف می‌کوبیم…»، «اون ممه رو لولو برد» و …  ؛ همه‌ی این‌ها را به بیگانگان می‌گفت نه هموطنان خودش! خونسردی احمدی نژاد در مقابل منتقدان و ادب او در برخورد با مخالفان، غیرقابل انکار است. حال چگونه رفتار این دو با هم قابل مقایسه است؟!

آمار عصبانیت‌ها و رفتارهای دور از عرف آقای روحانی روزافزون است.

همه عصبانیت او در مناظره ۸ نفره، عصبانیتش در گفتگوی ویژه خبری، عصبانیتش در دیدار با دانشجویان در زمان انتخابات و … را خوب به یاد داریم.

توهین‌های او به مردمی که به او رای ندادند، توهین‌های چندین‌باره‌اش به منتقدین، نمونه اخیر در توهین مستقیم به دلواپسان روش و محتوای مذاکرات هسته‌ای و …. آیا ما باید هر روز شاهد توهین جدیدی از ایشان باشیم؟ آقا ایشان و رسانه‌های همسو، درصدد خفه کردن صدای مخالف در جامعه هستند؟ آیا این دیکتاتوری بر اساس رای کمتر از نصف مردم است؟ آیا این تشنج‌آفرینی‌ها در عرصه سیاست داخلی، برای کمرنگ کردن اشتباهات در عرصه اقتصادی و سیاست خارجی است؟

رفتارت رو اصلاح کن آقای روحانی! وگرنه مردم اصلاحت می‌کنند، اگر هم اصلاح بشو نباشی، حذفت می‌کنن!

حسن روحانی عصبانی




۱۴ دیدگاه برای “آقای روحانی خجالت بکشید”
دیدگاه جدیدتر، بالاتر قرار می‌گیرد
  • علی:

    من که اصلا نفهمیدم کی به این ***رای داد،من و کل خانواده و فامیل هامون البته بجز خانواده دو تا از خاله هام و یک عموم که اونا هم ماهواره دارن و با تبلیغات های منفی رسانه های بیگانه اینطوری شدن طرفدار احمدی نژاد و دولت اصولگرایش هستیم. تو اون انتخابات هم همه به آقای سعید جلیلی که به نظر میرسید می خواست راه آقای احمدی نژاد رو ادامه بده رای دادیم.

    زنده باد احمدی نژاد
    مرگ بر آمریکا
    خاک بر سر ***

  • علی:

    اونوقتا که نصف مردم رو آقای احمدی نژاد خس و خاشاک خوند از این حرفا نمیزدی احمد آقا

    • یعنی جمعیت کشور ما ۸ نفره؟!
      احمدی نژاد در جمع مردمی که برای جشن گرفتن حماسه ۲۲ خرداد در میدان ولیعصر تهران گرد آمده بودند، گفت:
      ملت ایران یک ملت متحد است؛ امروز خبرنگاری سوال کرد گفت: بعضی‌ها گوشه و کنار بعضی از کارها را انجام می‌دهند اغتشاش است، شورش است، اعتراض است و واژه‌های تندی را به کار برد. من یک مثال زدم و نتیجه‌گیری کردم. برای شما عرض می‌کنم. گفتم شما اشتباه می‌کنید. ملت ایران یکپارچه است در یک مسابقه فوتبال ۵۰ هزار، ۷۰ هزار تماشاچی می‌روند آن کسی که تیمش باخته وقتی بیرون می‌آید عصبانی است و به هر دری می‌زند، در ایران در انتخابات ۴۰ میلیون نفر خودشان بازیگر اصلی و تعیین‌کننده اصلی بودند (۴۰ میلیون شامل طرفداران همه نامزدها اعم از پیروز و غیر آن می‏‌شود) حالا ۴ تا خس و خاشاک این گوشه‌ها یک کاری می‌کنند (اشاره به سوال خبرنگار درباره اغتشاش و شورش) بدانید این رودخانه زلال ملت جایی برای خودنمایی آنها نخواهد گذاشت. (تکبیر و شعار حاضرین) هفتاد میلیون ملت ایران و چهل میلیون شرکت‌کننده در انتخابات همه عزیزند، همه ملت ایرانند و همه همدل‏‌اند و دولت خادم همه‏‌ی آنهاست.

  • حسن روحانی:

    سلام هموطن
    اون حرف‌هایی که اون روز تو وزارت خارجه زدم، و الان روم نمیشه حتی دوباره تکرارشون کنم، نه با منتقدین بودم، نه با مخالفین، نه با موافقین، نه با معتمدین، نه با سیاسیون، نه با اقتصادیون …. با خرزوخان بودم.
    دیشب اومده بود به خوابم هی می‌گفت مذاکره نکن، من هم به خاطر اینکه از دست این کابوس‌های شبانه راحت بشم، مجبور شدم تو بیداری بهش تذکر بدم که اینقدر از مذاکره نهراسه
    تو خواب تهدیدم کرد که اگر باز هم مذاکره کنی، باز میام به خوابت، که من در بیداری در جوابش گفتم: به جهنم!
    چون برای من مذاکره کردن خیلی مهمه، حالا توی مذاکره چی بگذره دیگه مهم نیست، مهم اینه که مردم ایران و دنیا بگن: به به! چه رئیس جمهور متعاملی و مذاکره‌کننده‌ای!
    الان یک کم دلم شکسته! نمی‌دونم چرا من هر کاری می‌کنم، رهبر می‌زنه تو برجکم!
    اون دفعه که اوباما جون، پسر مودب آمریکایی زنگ زد بهم و با هم گپی زدیم، رهبر گفت که بعضی کارها که در نیویورک صورت پذیرفت غلط بود
    این بار هم که فرمودند مذاکره و تعامل با امریکا هیچ وجهی نداره، اما چون روحانی و بر و بچ اصرار دارن، گفتم بذار یک بار دیگه هم سرشون به سنگ بخوره
    بابا جان این سر من دیگه جای نشکسته نداره
    به هر حال همه‌ی این حرف‌ها رو زدم که بدونی من به هیچ هموطنی توهین نکردم، چون همه‌ی ایرانی‌ها شیردل اند. با خرزو خان بودم
    یک وقت فکر نکنی این که میگم با خرزو خان بودم، به خاطر اینه که از کسی عذرخواهی نکنم‌ها! نه به جون باراک اوباما

  • نسرین وزیری از خبرآنلاین:

    هنوز موج واکنش ها به «بی سواد» خواندن منتقدان مذاکرات ژنو فروکش نکرده بود که سخنان رئیس جمهوری در جمع سفرای کشورمان که در آن «تعامل هراسان» را «بزدل» خوانده و از لفظ «به جهنم» علیه مخالفان استفاده نمود؛ موج رفیع تری را در فضای سیاسی و رسانه ای کشور برانگیخت.

    اگرچه این قلم در پی تایید یا تقبیح این ادبیات نیست (!)- چرا که اساسا در چنین جایگاهی نیست- اما در پی چند کلمه حرف حساب با آنانی است که از این ادبیات برآشفته و اعتراضشان را تا مرز تشکیل جلسه غیرعلنی در مجلس پیش برده اند. کسانی که روی همین صندلی های سبز مستمع سخنان رئیس جمهوری بودند که یکبار «خلق الله را به خرید گوجه فرنگی از محله خود» فرا خواند و بار دیگر در حالی که به خانه ملت آمده بود تا برای اولین بار در تاریخ پس از انقلاب در جلسه «طرح سوال از رئیس جمهور» حضور یابد خطاب به نمایندگان گفت «شب عید است؛ می‌خواهیم با هم صفا کنیم». او حتی گفت که که اگر نمایندگان به او نمره ای کمتر از ۲۰ بدهند «بی انصاف»، «بی معرفت» و «نامرد» هستند. (جلسه علنی ۲۴ اسفند سال ۹۰/ منبع: خبرگزاری ها)

    رئیس دولت پیشین در همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور علی‎رغم توصیه غلامعلی حدادعادل به اینکه از ضرب‎المثل «آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت» استفاده کند از گفتار عامیانه «آن ممه را لولو برد»! استفاده کرد. احمدی‏ نژاد در همین همایش خطاب به اوباما و سردمداران غرب گفت: «آب را بریزید همان جایی که می‎سوزد». ادبیات منحصر به فرد احمدی‎نژاد را دربیان نفرتش نسبت به رژیم صهیونیستی در آن همایش دیدیم که گفت: «آن صهیونیست‏های احمق آدم اجیر کردند که مرا بکشد». البته او پیش از این نیز در تشریح غضبش به بدخواهان ملت ایران در آذرماه ۸۷ گفته بود: «اگر بدخواهان به حقوق ملت ایران تجاوز کنند، این ملت با چاقوی زنجان دست و پای آنها را قطع می کند

    او یکبار برای آنکه پیشرفت‎های علمی ایران را بنمایاند، گفت: «یادتان هست که قدیم‏ها می‏گفتند فلان کشور موشک می‎سازد، ایران آفتابه می‎سازد».

    او در جمع مردم آذربایجان غربی در فروردین ماه سال ۸۹ به اوباما گفته بود:«گنده‎تر و گردن کلفت‎تر از تو هم نتوانست غلطی بکند». او همچنین در آذرماه ۸۷ نیز درواکنش به صدور سومین قطعنامه علیه ایران از سوی شورای امنیت سازمان ملل در خوزستان گفت: «آنقدر قطعنامه صادر کنید نا قطعنامه‏دانتان پاره شود». البته احمدی‎نژاد اسفند ۸۵ نیز در واکنش به صدور دومین قطعنامه علیه ایران گفته بود: «ایران ترمز و دنده عقب قطار هسته ای خود را دور انداخته است». او در سومین سفر استانیش به اصفهان که در دولت دهم انجام شد از آمریکا به عنوان یک «چهارپای در گل گیر کرده در باتلاق منطقه» یاد کرد و گفت: ریگان و وزیر خارجه آمریکا جزء بی‎شعورهای عالمند.

    احمدی‏ نژاد زمانی که کابینه دهم را در رسانه ملی معرفی می‎کرد و از جایگزینی مرضیه دستجردی به جای کامران لنکرانی سخن می‏گفت، در دفاع از عملکرد وزیر پیشین بهداشت و اعلام محبتش به او گفت: «آقای لنکرانی مثل هلو می‎ماند». از این دست مثال ها زیاد است و همه آنها در این مقال نمی گنجد.

    جالب اینکه غلامحسین الهام سخنگوی پیشین دولت در دوران زعامت دولت نهم یکبار گفته بود که ادبیات احمدی‎نژاد ویژه است و به ان غبطه می‎خورد. دفتر پژوهش و بررسی‎های خبری خبرگزاری ایرنا در اسفند ماه سال ۸۷، اعلام کرد: احمدی‌نژاد با ابداع گفتاری به دور از تکلف، قدم در مسیر احیای عزت و اقتدار ملی و افزایش ضریب امنیت می‎گذارد.

    آقایان مجلس نشین که از ادبیات رئیس جمهور به خشم آمده اند، چرا ککشان در دولت قبل نمی گزید؟ چرا یک سوزن به خودشان که عمدتا از حامیان دولت قبل بوده اند نمی زنند، تا بعد نوبت جوال دوز به دیگران شود؟

    • daszarrin:

      خود را به نفهمی زده اید ؟!
      ادبیات تند احمدی نژاد برای دشمنان شناخته شده ملت ایران بود، نه برای منتقدان داخلی
      روحانی با این همه بی ادبی، یک بار حرف درشتی به امریکایی ها و دشمنان خارجی زده است؟!
      متاسفانه نه تنها جواب منفی است، بلکه فقط در یک نمونه، اوباما را مودب نیز خوانده است

  • محمد ایمانی از کیهان:

    دولت «اعتدال و تدبیر و امید» در گذر رویدادها و فرصت‌ها یک‌ساله شد. با احتساب تبلیغات قبل از انتخابات، رئیس‌جمهور و برخی نزدیکان وی در این دوره یکی دو ساله ادب و ادبیاتی را وارد فضای افکار عمومی کرده‌اند که در نوع خود قابل مطالعه است؛ چه از این منظر که نقش تربیتی اجتماعی- سیاسی دارد و چه از این چشم‌انداز که بعضا تند و نابه‌جا به نظر می‌آید.
    واقعیت‌های این یک ساله در جای خود سنگ محکی برای جدا کردن مرز ذهن‌گرایی فانتزی از واقع‌گرایی و سیاستگذاری معطوف به واقعیات است. منطقا رئیس دولت نمی‌تواند مانند ۱۵-۱۶ ماه قبل سخن بگوید و به واقعیت‌ها عنایت نداشته باشد. اما اگر همین واقعیت‌ها عرصه را بر ذهنیات و تصورات طیف حاکم بر دولت تنگ کند، آنگاه باید کدام روش ادبیات را برگزید؟ ادبیات اصلاح ادبیات و ذهنیات؟ ادبیات احترام به منتقدان در عین حفظ احترام خود؟ یا روش پرخاش و تندی و عصبانیت و اصطلاحا فرار به جلو؟

    آیا معقول است که بگوییم «برخی سرشان را به پشت گرفته‌اند و می‌ترسیم اینها بخورند زمین» اما پس از یک سال و نیم گفتن و گفتن و گفتن، سرمان را بگیریم عقب و فرار به جلو داشته باشیم و منتقدان سکوت اختیار کرده را تحریک کنیم که اینها مذاکره‌هراس و بزدل یا بی‌شناسنامه و افراطی و بی‌خبر از دنیا هستند و به جهنم که نگرانند؟!
    آیا امروز صورت مسئله بعد از مذاکرات زنجیره‌ای، خود مذاکره و مذاکره‌هراسی است؟ اگر قرار باشد افکار عمومی و صاحبان فکر و نقد نگاه لقمانی و ادب‌آموزی به ادبیات برخی مسئولان ارشد دولتی نداشته باشند، آیا باید اخلاق و ادب و اعتدال را از این پمپاژ خشم و خشونت کلامی و عصبانیت استدلالی بیاموزند؟
    آیا منطق «دلایل قوی باید و معنوی- نه رگ‌های گردن به حجت قوی» همین منطقی است که دوستان پیشه کرده‌اند؟
    به نظر می‌رسد این نوع ادب‌آموزی، حکایت همان آموزگاری است که به متعلمان می‌گفت «من که می‌گویم انف، پس شما چرا می‌گویید انف؟ شما نگویید انف، بگویید انف»!
    اما از اثرات منفی این ادبیات تند در ایجاد رادیکالیسم مذموم سیاسی و اجتماعی که بگذریم، باید راز این پرخاش را فهمید و راهی به تأویل این ادبیات جست.

    رئیس‌جمهور محترم دیروز در جمع روسای نمایندگی‌های کشورمان در خارج گفته است

    «مردم در انتخابات ۲۴ خرداد ۹۲ به ما گفتند ما از افراط گریزانیم و به اعتدال پناه می‌آوریم. مردم به ما گفتند در برخورد با بیگانگان راه منطق و استدلال و مواضع شجاعانه و مدبرانه را در نظر گرفتن منافع ملی می‌خواهیم… اگر دچار محاسبه غلط شویم به پیروزی نمی‌رسیم یا با هزینه گزاف به پیروزی می‌رسیم. همان‌طور که در ۸ سال دفاع مقدس هر جا محاسبه کردیم با هزینه کم پیروز شدیم و هر جا محاسبه نکردیم به فتح نرسیدیم… در کربلای ۴ پیروزی به دست نیاوردیم که ناشی از نداشتن محاسبات لازم بود… به عنوان نمونه چند مورد از مذاکرات خود با مقامات کشورهای دیگر را در کتاب هسته‌ای آورده‌ام تا ترسوها آن را ببینند؛ چرا که یک عده به ظاهر شعار می‌دهند اما بزدل سیاسی هستند و هر وقت صحبت از مذاکره به میان می‌آید، می‌گویند ما می‌لرزیم؛ به جهنم، بروید یک جای گرم برای خود پیدا کنید. خداوند شما را ترسو و لرزان آفریده است. تعامل‌هراسی و مذاکره‌هراسی و مفاهمه‌هراسی غلط است. مقام معظم رهبری از تعبیر نرمش قهرمانانه استفاده کرده‌اند. نرمش قهرمانانه‌هراسی هم غلط است. دلمان می‌خواهد با همه کشورهای جهان که بخواهند با ما رفتاری خوب داشته باشند و مخاصمه نکنند، ارتباط داشته باشیم و مسائلمان را حل کنیم حتی آنهایی که سالیان دراز با آنها تنش داشته‌ایم.»

    درباره این سخنان تأملاتی در میان است:

    ۱- در کجای قانون اساسی قید شده که منتخبان انتخابات شاقول تشخیص معتدل‌ها از افراطی‌ها هستند؟ این سخن قبل از هر چیز چالش با درک و فهم گوینده آن است که بوی خودشگفتی و سوء تفاهم می‌دهد. آیا آن ۴۹/۷ درصد مردم که به دیگر نامزدها رای دادند افراط‌گرا بودند؟ یا آن ۹۷ درصدی که به فاصله ۹ ماه از انتخابات در رفراندوم انصراف از یارانه‌ها به خواسته وی «نه» گفتند، جزو افراطیون محسوب می‌شوند؟ آیا شخص رئیس دولت می‌تواند میزان و فرقان تشخیص اعتدال از افراط باشد؟ یعنی خدای نکرده آقای روحانی خود را معصوم فرض می‌کنند؟!

    ۲- راه به خطا برده‌ایم- اگر تعمد نداشته باشیم- که صورت مسئله امروز (محل نزاع بحث) را «مذاکره‌هراسی» معرفی کنیم و منتقدان محتوای مذاکره و نتایج آن را ترسو و بزدل بنامیم و به زور به جهنم بفرستیم!
    ما اکنون در ایستگاه پیش از سفر نیویورک یا مذاکرات ژنو و آن کولی‌بازی برخی رسانه‌های زرد نایستاده‌ایم بلکه اتفاقا مسئله بر سر همان محاسبه خطای مورد اشاره آقای روحانی است.
    دوستان امروز نمی‌توانند ادعا کنند که هنوز میوه ممنوعه مذاکره با شیطان بزرگ را نچشیده‌اند.
    از تماس تلفنی با اوباما تا چند ملاقات زنجیره‌ای با وزیر و معاونین وزیر خارجه آمریکا و تا بیان اینکه «من آقای اوباما را مودب و باهوش یافتم» و تا نوع نرمش‌هایی که قبل و بعد از توافق ژنو- قهرمانانه یا غیرقهرمانانه- از سوی همین دوستان به نمایش درآمد، باید راهی در دل کدخدا می‌گشود و نگشود.
    اینکه آقای روحانی و برخی دیپلمات‌ها با خوش‌گمانی- و محاسبه فاقد مبنا- ‌گفتند ۳ ماهه می‌توانیم به توافق برسیم، به اعتبار این تصور دور از واقع بود که

    «مذاکره با آمریکا راحت‌تر از مذاکره با اروپاست چرا که اروپایی‌ها به دنبال آقا اجازه از آمریکا هستند اما آمریکایی‌ها به قول معروف کدخدا هستند. پس اگر با کدخدا ببندیم راحت‌تر هستیم تا اینکه برویم سراغ مقام پایین‌تر» (دانشگاه شریف، ۲۳ اردیبهشت ۹۳).

    به مرور معلوم شد کدخدا خود نوکر اربابی به نام اسرائیل و صهیونیست‌هاست.

    ۳- دوستان چرا با وجود تصوری که از نرمش داشتند و آن را اعمال کردند نتوانستند در وین ۱ و ۲ با کدخدا ببندند؟ آیا اینها از مدار اعتدال ادعایی خارج شدند یا شیطان بزرگ زبان مفاهمه انسانی را حالی نبود؟
    تعداد سانتریفیوژها و ظرفیت غنی‌سازی مورد نیاز و تکلیف توسعه برنامه هسته‌ای بر اساس اولویت‌ها یا سرنوشت فردو و راکتور اراک به کنار، آیا در همین مذاکرات که کاملا از سوی تیم ایرانی برای داخل کشور سرّی نگه داشته شده، تکلیف لغو تحریم‌ها معلوم شده است؟!
    حتی تحریم‌ها پیشکش! رئیس‌جمهور محترم به یک سوال ساده و سرراست پاسخ روشن بدهند؛ کاری هم به احترام پاسپورت ایرانی نداریم: چرا بالغ بر ۷ ماه است که دولت اوبامای مودب و اهل مفاهمه، به سفیر جدید ایران در سازمان ملل (آقای ابوطالبی معاون سیاسی دفتر رئیس‌جمهور) که نامزد شخص آقای روحانی است ویزا نمی‌دهد؟ مذاکره و مفاهمه‌ای که نتواند امر روتین و عادی معرفی سفیر یک کشور در مقر سازمان ملل را به سرانجام برساند، چه قدر محاسبه شده و شجاعانه است؟
    به تعبیر دیگر نرمش تا کجا پذیرفتنی است و از کجا به بعد است که دیگر نمی‌شود گفت «به جهنم»!؟
    بنابراین مسئله، مسئله تعامل‌هراسی و مفاهمه‌هراسی یا نرمش قهرمانانه‌هراسی نیست.
    اینکه «دلمان می‌خواهد با همه کشورها که بخواهند رفتار خوب با ما داشته باشند و مخاصمه نکنند ارتباط داشته باشیم و مسائلمان را حل کنیم» قطعا مصداقش شیطان بزرگ نیست.
    اگر آمریکا می‌خواست، چالش هسته‌ای زودتر از ۳ ماه حل می‌شد اما بالغ بر ۱۰ سال است که آمریکایی‌ها نه با علی لاریجانی و سعید جلیلی و نه با روحانی و ظریف نتوانسته‌اند تعامل و تفاهم کنند چون رفتار فرعونی دارند.

    ۴- شاید عجیب باشد که وعده توافق و بستن ۳ ماهه پرونده هسته‌ای با وعده‌های ۱۰۰ روزه گشایش اقتصادی هم‌آهنگ بود و توافق ژنو حول و حوش اولین سررسید وعده ۱۰۰ روزه به هر طریق تدوین شد.
    اما اکنون که یک سال از تشکیل دولت محترم می‌گذرد دبیر ستاد هماهنگی اقتصادی دولت آن وعده ۳ ماهه گشایش را تمدید می‌کند و وعده یک سال و نیم (۱۸ ماه) بعد را برای رونق اقتصادی و خروج از رکود و تورم می‌دهد. یعنی عجالتا آن وعده ۳ ماهه به ۲۷ ماه (۹ برابر وعده نخستین) تمدید شده است!
    البته اکنون دولتمردان خوش‌گمان واقع‌گراتر شده و برخلاف یک سال پیش تاکید می‌کنند که همه تخم‌مرغ‌های خود را در سبد مذاکرات نمی‌گذاریم.
    اما برای جبران این خطای فهم و اشتباه در محاسبه لازم نیست عصبانی شویم و به جای ابرو درکشیدن مقابل شیطان زبان‌ نفهم و مستکبر، دوباره به ناصحان دلسوز که چند ماه است سکوت کرده‌اند اهانت کنیم.
    این تندی همچنان تردید ایجاد می‌کند که آیا ما از آرزوگردی و ذهن‌پردازی به دامنه عقلانیت و تدبیر و اعتدال بازگشته‌ایم یا خیر؟ و آیا خدای ناکرده درصدد ساختن دشمن فرضی و انحراف افکار عمومی از واقعیت‌ها نیستیم؟! اکنون نمی‌شود گفت منتقدان نمی‌گذارند بلکه واقعیت این است که تعامل کذایی با شیطان بزرگ به حد امتناع رسیده است؛
    همان که رئیس‌جمهور به نوعی درباره ماجرای غزه گفت و در همه جا مصداق دارد. «تا زمانی که بنیان سیاست خارجی آمریکا حمایت از ظلم است، امیدی به مساعدت آمریکا وجود ندارد.»

    آقای روحانی را باید فهمید. هم از آن جهت که بار سنگینی بر دوش دولت اوست و نیاز به یاری دارد؛ و هم از آن رو که برخی محاسبات استراتژیک وی در نسبت با گرگ‌های جهان درست از آب درنیامده است.
    در عین حال این درک و دریافت نیز باید در دولت پدید آید که شأن دولت پاسخگویی یا عذرآوری و اصلاح روند طی شده است نه خطابه‌های تبلیغاتی اهانت‌آمیز یا رجزخوانی‌های پیش انتخاباتی.
    البته اگر متلک و طعنه و اهانت به منتقدان می‌توانست موجب عمل به مثقالی از تعهدات دولتمردان شود، شاید این روش توجیه‌پذیربود، اما اگر همین روش دولت را از وزانت و متانت بیاندازد و فقر استدلال را پیش بکشد، زیانبار است.
    بی‌انصافی‌های انتخاباتی و تبلیغاتی هرچه بود گذشت. دادن آدرس اشتباه و رقابت انتخاباتی به شیوه‌های غیراخلاقی و بی‌انصافانه هرچه بود با پرونده انتخابات بایگانی شد. اما بی‌انصافی بزرگ‌تر و زیانبارتر آن است که همان روش تزریق پندار و آدرس غلط به افکار عمومی را پیش ببریم و با واقعیت‌ها لجاجت کنیم یا توپ را از زمین دشمن برداشته و به زمین خودی بیاندازیم؛ یا با حقایق کشتی بگیریم، که فرموده‌اند هر کس با حق کشتی بگیرد، زمین می‌خورد.
    و خدا نکند که دولت محترم حتی پایش بلغزد چه رسد به اینکه زمین بخورد.

  • محمدکاظم انبارلویی از رسالت:

    رئیس‌جمهور در حالی که طی سه ماهه اخیر کسی نقدی مشفقانه در مورد سیاست خارجی نکرده، بی‌آنکه اشاره کند چه کسی یا چه کسانی از مذاکره هراس دارند یا می‌لرزند، آنها را به جهنم حوالت داد.
    اصل مذاکره و گفتگو‌های هسته‌ای طی ۱۰سال گذشته مورد نقد هیچ گروه یا فردی نبوده است و نمی‌دانم سخنان رئیس‌جمهور در این حمله به منتقدین، خطاب به چه کسی یا کسانی بوده است؟ [خرزو خان!]
    صداوسیمای جمهوری اسلامی، صدا و تصویر رئیس‌جمهور را هنگام ادای این کلمات به طور زنده و سپس در بخش‌های خبری پخش کرد. هر کس که دقتی در سیمای رئیس‌جمهور داشت می‌توانست آثار غضب و عصبانیت را در هنگام ادای این کلمات ببیند.
    یک سیاستمدار بویژه آنکه خود را حقوقدان هم بداند هرگز نباید به وادی “غضب” و “خشم” گام نهد، بویژه آنکه این سیاستمدار حقوقدان، “روحانی” هم باشد.
    پیامبر اعظم(ص) فرموده است:

    “خشم از شیطان و شیطان از آتش آفریده شده است و آتش با آب خاموش می‌شود. پس هر گاه یکی از شما به خشم آمد، وضو بگیرد.” (نهج‌الفصاحه، حدیث ۶۶) و نیز فرمود: “انسان هیچ جرعه‌ای ننوشید که نزد خدا از جرعه خشمی که برای رضای خدا فرو می‌خورد، بهتر باشد.” (نهج‌الفصاحه، حدیث ۲۶۱۸)

    و نیز مولایمان حضرت امیر(ع) فرمود:

    “خشم همنشین بسیار بدی است، عیب‌ها را آشکار، بدی‌ها را نزدیک و خوبی‌ها را دور می‌کند.” (غررالحکم، ج ۳، ص ۲۵۷ حدیث ۴۴۱۷)

    و بالاخره هم او فرمود:

    تواناترین مردم در تشخیص درست، کسی است که خشمگین نشود. (غررالحکم، ج۲، ص ۴۰۸، حدیث ۳۰۴۷)

    عصبانیت رئیس‌جمهور ظاهرا از عدم رسیدن به اهداف و نتایج مورد نظر در مذاکرات هسته‌ای است. آمریکایی‌ها شش ماه ما را روی توافق ژنو سرگرم کردند و چهار ماه هم آن را تمدید نمودند و در این مدت صادقانه دولت یازدهم هرچه باید بکند، کرد و آمریکایی‌ها آنچه باید بکنند، نکردند.
    نقد مشفقانه برخی بر سیاست خارجی در همین نکته متمرکز است. البته مدتی هم هست که سکوت کرده‌اند و چیزی نمی‌گویند. آقای رئیس‌جمهور به جای اینکه صدای خشم‌آلود خود را متوجه دشمن کند، تیغ سخن را بر دوست کشیده است؟ آیا این رویکرد، نوعی “تدبیر” و اقدامی “امیدبخش” است؟ رئیس‌جمهور بارها گفته است می‌خواهد با دنیا تعامل سازنده کند و این حرف درستی است اما چرا این تعامل را با منتقدین خود ندارد و می‌خواهد آنها را به جهنم بفرستد؟!
    آیا این رویکرد نوعی ادب و آداب حکمرانی خوب است؟
    چرا هنگام پاسخگویی، اصل نقد و سئوال را تحریف و سپس در مقام پاسخگویی برمی‌آییم؟ این شیوه‌ای منصفانه و عادلانه و مشفقانه در برخورد با منتقدین نیست.
    نقد، ادب و آدابی دارد. پاسخگویی هم از همین ادب و آداب پیروی می‌کند. چرا دولت در این مورد تدبیری نمی‌کند و امیدی به وجود نمی‌آورد؟ این رویکرد، ادبیات گفتگو را عوض می‌کند و از اعتدال به سمت افراط و تفریط می‌برد. چرا باید رئیس‌جمهور براساس اطلاعات نادرست در چنین مسیری بیفتد؟
    ده‌ها سئوال در حوزه اقتصاد، فرهنگ، مشکلات اجتماعی و سیاست داخلی و خارجی دولت مطرح است که هر روز منتقدان، آن را با زبان دلسوزی و شفقت مطرح می‌کنند، آن هم به قصد اصلاح. چرا رئیس‌جمهور باید بنا را بر بی‌مهری بگذارد و هر از چندی منتقدین را با عبارات موهن بنوازد؟
    رقبای رئیس‌جمهور، نجیب هستند، رای شکننده او را به رسمیت شناخته و حمایت خود را بدون کمترین انتظاری اعلام کردند.
    چرا باید آنها را بی‌سواد، بزدل، ترسو، مذاکره هراس، بی‌شناسنامه، افراطی، بی‌خبر از دنیا و … خطاب کرد؟! آیا این حاشیه‌سازی‌ها خروج از متن و فاصله گرفتن از مشکلات واقعی مردم و کشور نیست؟ این افتادن در دام پروژه “بی‌ثبات‌سازی و دوگانه‌های سرکاری” دشمن است.
    آقای رئیس‌جمهور نیک می‌داند شرایط منطقه و جهان چیست؟ خطر تروریسم بیخ گوش ‌ماست. رژیم صهیونیستی خونخوارتر از همیشه در منطقه ظاهر شده و کشتار می‌کند و … آیا امروز ما نیاز به همدلی نداریم؟ آیا تعامل با نخبگان و منتقدین باید تعطیل شود و تعامل با دنیا (بخوانید آمریکا) در دستور کار قرار گیرد؟ تعاملی که حداقل تاکنون آثار مثبت خود را نشان نداده‌ است و هرچه ما در مسیر تعامل پیش می‌رویم، آمریکا و غرب در مسیر “تخاصم”، مصمم‌تر می‌شوند.
    تیتر دیروز رسالت فارغ از این بی‌مهری اختصاص به این مهم داشت که رئیس‌جمهور گفته بود: “دیپلمات‌های ما نباید غافلگیر شوند”. این حرف درستی است. این رهنمود هوشمندانه‌ای است. باید همه یک صدا و یک جهت به فکر صیانت از منافع و امنیت ملی باشیم و اصل غافلگیری را فراموش نکنیم. اما اگر نوک تیز حمله را به جای اینکه به دشمن برگردانیم، دوست را با سخنان موهن بنوازیم، آیا غافلگیر نخواهیم شد؟
    بزرگ‌ترین آسیب کشور، غفلت نخبگان از انجام وظایف‌ ذاتی بویژه در حوزه امنیت ملی است. باید دماغ آمریکایی‌ها را در مذاکرات هسته‌ای به خاک بمالیم. اگر آنها روی مواضع زیاده‌خواهانه خود اصرار کردند به نقطه اول برگردیم. در این بازگشت کسی رئیس‌جمهور را مذمت نمی‌کند، چرا که فقط پیش‌بینی مقام معظم رهبری در اینکه نباید به آمریکایی‌ها اعتماد کرد، محقق می‌شود. دولت هم تلاش خود را کرده و به افکار عمومی ایران و جهان ثابت کرده که آمریکایی‌ها آدم‌بشو نیستند.
    اگر هم موفق شدیم حقوق خود را به کرسی بنشانیم و تحریم را بشکنیم و از فناوری هسته‌ای مثل همه کشورهای دنیا بهره‌مند شویم باز برمی‌گردیم به نقطه اول فعالیت‌های هسته‌ای و البته از زحمات دولت هم در این نبرد دیپلماتیک تشکر می‌کنیم، چه توفیق داشته باشیم و چه نداشته باشیم.
    این فرجام نباید رئیس‌جمهور را عصبانی کند و در ذهن خود یک دشمن فرضی داخلی ایجاد و به آن حمله کند. در داخل هیچ کس مخالف دولت برخاسته از رای مردم و مستظهر به تنفیذ رهبری نیست. اگر حرفی هست، نقد مشفقانه است. رئیس‌جمهور نباید از نقد مشفقانه برآشوبد و طاقت از کف بدهد. صبر و شکیبایی و نرم خویی کلید قفل تعامل با نخبگان و منتقدین است. چرا رئیس‌جمهور از این کلید در مدیریت سیاست داخلی کشور استفاده نمی‌کند؟
    دشمن پنداری منتقدان یک توهم است چرا رئیس جمهور از این وهم با تدبیر و امید بخشی عبور نمی کند.

  • حسین شریعتمداری از کیهان:

    «اینکه با فرافکنی مشکلات را به دیگران نسبت دهیم و به دیگران لجن‌پراکنی کنیم که کاری ندارد. ادبیات رئیس جمهور باید همراه با اخلاق و ادب باشد و نباید بی‌دلیل به دیگران تهمت بزنیم… وقتی افرادی که مسئولیت‌های سنگین دارند اخلاق را زیر پا می‌گذارند، آنوقت اعتماد عمومی از بین می‌رود… ما باید آستانه تحمل خود را افزایش داده و از نقد و انتقاد نهراسیم و…»
    اگر تصور می‌کنید این پند و اندرزهای عاقلانه و دلسوزانه را شماری از افراد خیرخواه و نیک‌اندیش از باب نصیحت خطاب به رئیس جمهور محترم ادا کرده و ایشان را به خاطر اظهارات توهین‌آمیز نسبت به منتقدان دولت ملامت کرده‌اند، باید گفت؛ حق با شماست! ولی اشتباه می‌کنید!
    حق با شماست چرا که اظهارات آقای دکتر روحانی علیه منتقدان، در خور ملامت است و اما، از سوی دیگر، تصور شما اشتباه نیز هست! زیرا جملات یاد شده فقط بخشی از انبوه اظهارنظرهای قبلی جناب آقای روحانی است که بارها و بارها در «مذّمت فرافکنی»، «نسبت دادن مشکلات به دیگران» و به قول ایشان «لجن‌پراکنی علیه منتقدان»، «تهمت بی‌دلیل به این و آن»، «ضرورت افزایش آستانه تحمل مسئولان»، «نیاز دست‌اندرکاران نظام به اخلاق مداری» و… ایراد کرده‌اند! (۱۸‌اردیبهشت و ۱۵ خرداد ۹۲ و … )
    درباره اظهارات موهن و به دور از انتظار رئیس جمهور محترم که در جمع سفیران و نمایندگان جمهوری اسلامی ایران مطرح کرده‌اند، گفتنی‌هایی هست که از آن میان به چند نکته بسنده می‌کنیم.
    ۱- جناب روحانی در جریان تبلیغات انتخاباتی خود و در موارد فراوان دیگری تأکید کرده‌اند اگر مسئولانی که مسئولیت سنگین دارند اخلاق را زیر‌پا بگذارند، اعتماد عمومی از بین می‌رود. آثار و نتایج این دیدگاه را که عالمانه و دقیق نیز هست در فاصله کوتاهی بعد از اظهارات اخیر ایشان به وضوح می‌توان دید و کاش رئیس جمهور محترم بدون توجه به وسوسه برخی از مشاوران و اطرافیان، نیم نگاهی به واکنش طرفداران خویش- و نه منتقدان دولت که طرفدار هستند ولی انتقاد نیز دارند- بیندازند. واکنش طیف یاد شده را در چهار محور می‌توان ارزیابی کرد.
    اول: شماری از مدعیان طرفداری از دولت و رئیس جمهور که ترجیح دادند درباره اظهارات آقای روحانی سکوت اختیار کنند. سکوت این عده را فقط می‌توان به حساب شرمندگی آنها نوشت و این که در اظهارات اخیر رئیس‌جمهور کمترین زمینه‌ای برای دفاع و حمایت نمی‌بینند. آیا این عده «اعتماد» قبلی خود به رئیس‌جمهور محترم را از دست نداده‌اند؟!
    دوم: بخش دیگری از طیف مدعی طرفداری رئیس‌جمهور، تلاش کردند با چسب‌های ناچسب، اظهارات ایشان را به اصطلاح توجیه! و حتی منتقدان را مستحق اهانت قلمداد کنند. یکی از سایت‌های این طیف [عصر ایران] تا آنجا پیش رفت که منتقدان دولت را به «زنان بدکاره»! تشبیه کرد و آقای روحانی را به «انسان‌ درستکار» که فحاشی وی به زن بدکاره! نه فقط «این زن بی‌عفت را نمی‌آزارد بلکه برعکس از این که می‌تواند در میدان بی‌حیایی با او درافتد خوشحال هم می‌شود»!
    این عده که بسیار اندک و کم‌شمار نیز هستند، کمترین ارزشی برای پرداختن ندارند آنها برده پول و پله هستند و به قول بروبچه‌های تهران «آب دهان روی پیاده‌رو را به هوای سکه ۲ ریالی برمی‌دارند»! ولی باید برای آقای روحانی عمیقا متأسف بود که به اینگونه افراد اجازه می‌دهند خود را طرفدار ایشان معرفی کنند!
    سوم: دسته سوم کسانی هستند که ضمن نقد اظهارات آقای روحانی و ملامت ایشان که چرا زبان به این سخنان آلوده‌اند، به منتقدان دولت نیز به شدت تاخته و آنان را مستحق اعتراض و انتقاد دانسته‌اند اما به رئیس‌جمهور پیشنهاد کرده‌اند از الفاظ و عبارات دیگری برای مقابله با منتقدان استفاده کند! این طیف عمدتا- و‌تقریبا همه آنها – از افراد و گروههای مدعی اصلاحات هستند. یعنی طیفی که در ماههای اولیه ریاست‌جمهوری آقای دکتر روحانی «به کنایه» و این روزها با صراحت اعلام می‌کنند با رئیس‌جمهور مرزبندی تعریف شده‌ای دارند و ضمن حمایت «مشروط» از ایشان، تاکید می‌کنند که وی را اصلاح‌طلب! نمی‌دانند!
    موضع دوگانه این طیف نسبت به اظهارات اخیر رئیس‌جمهور، حساب‌شده‌تر از طیف‌های دیگر است و از هماهنگی درون گروهی آنان خبر می‌دهد. این طیف به روال چند ماه اخیر خود، اصرار دارد که اشتباهات و ناکامی‌های روحانی را به حساب خود او بنویسد و در همان حال انتخاب وی به ریاست‌جمهوری را مدیون اصلاح‌طلبان و حمایت خاتمی و هاشمی از ایشان قلمداد کند! موضع دو پهلوی طیف یاد شده نشان می‌دهد که آنها نیز اظهارات اخیر آقای روحانی را به اندازه‌ای غیرقابل قبول و آسیب‌رسان می‌دانند که حاضر نیستند هزینه سنگین آن را که کاهش چشمگیر اعتماد مردم به رئیس‌جمهور است تحمل کنند.
    چهارم: این طیف شامل بخش دیگری از اصلاح‌طلبان است که درباره اظهارات رئیس‌جمهور، موضعی متفاوت با طیف سوم و نزدیکتر به مردم دارند. طیف یاد‌شده اظهارات اخیر رئیس‌جمهور را «ناامیدکننده»! و با تصور و انتظاراتی که از ایشان داشته‌اند متفاوت ارزیابی کرده‌اند تا آنجا که یکی از روزنامه‌های وابسته به این طیف ضمن ملامت آشکار رئیس‌جمهور، با صراحت بیشتری می‌نویسد «در آستانه یک سالگی دولت اعتدال، سخنان دیروز شما پیرو مشی اعتدال نبود» و تاکید می‌کند «صادقانه بگوئیم این روحانی، آن روحانی نبود». به بیان دیگر، این طیف در لفافه – اما نه چندان پوشیده و پنهان – اعلام می‌کند در دیدگاه و تصور اولیه خود نسبت به آقای روحانی دچار اشتباه شده است و این روحانی که امروز می‌بینید با آن تصور که هنگام انتخابات از وی داشت، تفاوت دارد!
    اکنون باید از جناب رئیس‌جمهور محترم پرسید؛ آیا در همین واکنش‌های اولیه که به فاصله‌ اندکی بعد از اظهارات حضرتعالی صورت گرفته است، تحقق عینی فرمولی که خود ارائه کرده بودید را نمی‌بینید؟! «وقتی افرادی که مسئولیت‌های سنگین دارند، اخلاق را زیر پا می‌گذارند، آنوقت اعتماد عمومی از بین می‌رود.»…؟!
    ۲- انتظار آن بود – و هنوز هم هست- که آقای روحانی به جای عتاب و اهانت به منتقدان، در مقام پاسخ مستدل و منطقی به آنها باشند و موفقیت‌های مورد ادعای خویش را برای مردم برشمرده و توضیح بدهند.
    مثلا بفرمایند در مذاکرات هسته‌ای غیر از آن همه امتیازات «نقد» که داده‌اند و در مقابل «وعده‌های نسیه» که گرفته‌اند چه دستاورد دیگری داشته‌اند؟
    مگر نمی‌فرمودند و نمی‌فرمایند که منتقدان ایشان از مذاکره با آمریکا «هراس» دارند و آن را «تابو» می‌دانند؟! خب! حالا بفرمایند کدام دیدگاه واقعیت داشت و کدام «تابو» بود؟
    آیا می‌توانند این واقعیت را انکار کنند که درباره «صداقت آمریکا»! که تابلوهای نماد بی‌صداقتی آن را با دستپاچگی‌ از سطح شهر جمع کردند، دچار اشتباه فاحش شده‌اند و درپی «آب»، به سوی «سراب» رفته‌اند؟
    دست آقای روحانی و تیم مذاکره‌کننده با وجود بدبینی نسبت به نتیجه این مذاکرات باز گذاشته شد ولی دست خالی بازگشتند البته مذاکرات اخیر دستاورد بزرگی نیز داشته است که همان اثبات غیرقابل اعتماد بودن آمریکاست، بنابراین نمی‌توانند ادعا کنند که می‌خواستند مشکل را حل کنند ولی عده‌ای نگذاشتند!
    و نمی‌توانند از هم‌اکنون – آنگونه که پیداست – برای ناکامی خسارت‌بار خود بهانه بتراشند.
    گفته بودند آقای اوباما آدم مؤدبی! است و برخورد مؤدبانه ما، باعث مواجهه مؤدبانه ایشان شده است! ولی هنوز این جمله ناتمام بود که با متکبرانه‌ترین برخوردهای اوباما روبرو شدند و خانم وندی شرمن با وقاحت فریب و فریبکاری را بخشی از «دی.ان.ای- یعنی ذات» مردم ایران معرفی کرد!
    وعده داده بودند که علاوه بر سانتریفیوژها، چرخ زندگی مردم نیز باید بچرخد ولی به جای آن بسیاری از سانتریفیوژها نیز از چرخش افتاد!
    قول داده بودند که پاسپورت ایرانی را از احترام بین‌المللی برخوردار سازند، اما چند ماه است که آمریکا برخلاف قوانین بین‌المللی به نماینده رسمی ایران در سازمان ملل اجازه ورود نمی‌دهد.
    قرار بود طی ۱۰۰ روز اول ریاست‌جمهوری، گشایش چشمگیر اقتصادی به مردم هدیه بدهند. ولی در موعد ۱۰۰‌روزه و زنگ‌حساب، انشاء خواندند، و…
    اگر این واقعیات قابل انکار است، بفرمایند که چرا؟ و اگر قابل انکار‌نیست -که نیست – اهانت به منتقدان که باید شایسته تقدیر باشند، برای چیست؟
    ۳- کاش جناب رئیس‌جمهور به این نکته بدیهی توجه می‌فرمودند که اگر منتقدان ایشان – منظور همه منتقدان نیست – خدای نخواسته در پی دشمنی با دولت آقای روحانی بودند، خطاهای آن را گوشزد نکرده و به نقد نمی‌کشیدند چرا که هیچ بدخواهی خواستار اصلاح طرف مقابل نیست و فقط دوستان دلسوز هستند که لغزش دولت و زیان‌های حاصل از آن را برنمی‌تابند و با نقد مستند و خیرخواهانه در پی اصلاح خطاها برمی‌آیند زیرا دولت را بخشی از نظام مقدس جمهوری اسلامی می‌دانند و کمترین آسیب احتمالی به آن را، نمی‌توانند تحمل کنند. دقیقا برخلاف دشمنانی که به لباس دوست درآمده‌اند و یا دوستان نادانی که همیشه آسیب‌رسان و ضایعه‌آفرینند.
    ۴- در خاتمه این نکته نیز گفتنی و این گلایه مطرح کردنی است که چرا جناب روحانی برخلاف توصیه اکید و حکیمانه خداوند تبارک و تعالی، ابراز دوستی‌های خود را نثار دشمنان تابلودار نظام می‌کنند و خشم و عصبانیت خویش را به سوی دوستان می‌فرستند؟!
    و دراین‌باره گفتنی‌های دیگری نیز هست که می‌گذاریم و می‌گذریم و برخلاف برخی از کسانی که به ریا و نفاق خود را دوستدار آقای روحانی جا‌می‌زنند – و در همان حال پنهان نمی‌کنند که ایشان را پلی برای مقاصد حزبی خود می‌دانند – برای رئیس‌جمهور محترم آرزوی موفقیت داریم.

  • پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری:

    پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری این سخنان را در دو بخش برگزیده سخنان و مشروح سخنان رئیس جمهور منتشر کرده و در عین حال یکی از تندترین بخش از سخنان رئیس جمهور که خطاب به منتقدان مذاکرات هسته‌ای گفته بود، «خوب به جهنم، بروید یک جای گرم پیدا کنید» را حذف و به جای آن این جمله را به این شکل تغییر داده است: «بروید یک جای گرم برای لرزه‌ تن‌تان پیدا کنید». [!]

  • وطن امروز:

    به دور است، هم از ادب حکمرانی، هم از آداب حکمرانی که به جای ساختار تحریم، فی‌الواقع لرزه بر ساختار منافع ملی بیندازیم، مکرر در مکرر بلرزانیم نفع ملت را، مکدر کنیم ملت را، بعد فرمایش کنیم؛ «به جهنم! بروند جایی که گرم باشد، نلرزند». این آیا ادبیات دولتمردی است؟!
    … دیروز دادگاه لاهه، حکم اولیه پرونده نفتی را صادر کرد. شگفتا! براساس حکم صادره، منافع ملی چند برابر پولی که قرار است… آری! قرار است از خلال توافق کذا نصیب گردد، متضرر می‌شود.
    بی‌خود که نمی‌لرزد منافع ملی. بی‌تدبیری می‌بیند می‌لرزد.
    این روزها اطرافیانی از خود دولت اعتدال، ناظر بر فلان سوءمدیریت و بهمان کج‌روی، گاه مدعی می‌شوند؛ به رئیس‌جمهور «اطلاعات غلط» داده شده!
    … این است آیا مراد از اعتدال؟! که به اعتراف خودهاشان، «اطلاعات غلط» را مبنای رفتار و گفتار کنند لیکن چشم بر «اطلاعات درست» ببندند؟!
    که به جای عذرخواهی بابت لرزاندن ساختار منافع ملی، متأثر از بدترین انتخاب برای یک وزارتخانه، منتقد و دلسوز و مشفق و خیرخواه خود را حواله به «جهنم» دهند، فرمایش کنند؛ «به جهنم»؟! و آن هم لابد با «زور و شلاق»؟!
    … حواله دادن مدافعان منافع ملی، به جهنم، انصاف باید داد که هم از ادب حکمرانی به دور است، هم از آداب دولت‌نشینی، لیکن بعضی‌ها خیلی اگر تبحر دارند در طعنه‌پرانی، خوب است از این نبوع خود استفاده بجا کنند، دمی هم جواب طرف آمریکایی مذاکرات هسته‌ای را بدهند که روز و شب می‌گوید؛ «قرار است غنی‌سازی در نطنز محدود بماند».
    پلنگ تیزدندان وحشی را جواب نمی‌دهند، بلکه «مؤدب و باهوش» خطاب می‌کنند، به محافظان حریم منافع ملی که می‌رسد می‌گویند؛ به جهنم!
    راستی، براساس ادب و آداب دولتمردی، این «جهنم» را به که باید حواله داد؟!
    آیا جز به رئیس‌جمهور آمریکا که در حمایت از نتانیاهوی جلاد، اندکی حیا نمی‌کند؟!

  • روزنامه اعتماد:

    مخاطب این یادداشت شخص رئیس‌جمهور است.
    جناب آقای روحانی رئیس‌جمهور عزیز و محبوب؛ اجازه دهید از این سخنان شما تعجب کنیم.
    «ترسو» و «بزدل» خواندن منتقدانتان در شأن شما نیست، اینکه بگویید «یک عده می‌گویند داریم می‌لرزیم، خب به جهنم» ادبیات فاخر یک رئیس‌جمهور نیست آن هم شخصیتی چون شما که خوشبختانه از سلاله روحانیت نیز هستید.
    … در آستانه یک‌سالگی دولت اعتدال، سخنان دیروز شما پیرو مشی اعتدال نبود و صادقانه بگوییم «این روحانی»، «آن روحانی» نبود.
    … لطفا سخنان خود را اصلاح کنید.

  • هدیه نوروزی:

    مووووووووووووووووووووووووووافقممممممممممممممممممممممم



تگ‌های مجاز: <a> و <b> و <i> و <abbr> و <code>
نـقـل قـــول
"این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگاه داشته است"
امام خمینی (ره)
آمار وبلاگ من
  • نوشته: ۷۷۳
  • دیدگاه: ۷۹۱۸
  • پرونده: ۵۷

  • آنلاین: ۸
  • بازدید امروز: ۷۴۶
  • بازدید دیروز: ۱۴۸۶
  • بازدید یک ماه اخیر: ۴۹۲۲۸
  • آخرین بازدید
    ۰۱ تیر ۱۳۹۶ ۱۸:۰۳:۵۳
  • اکنون
    ۰۱ تیر ۱۳۹۶ ۱۸:۰۴:۰۳